۲۲ شهریور ۱۳۹۷

جایگاه صنایع دانش بنیان در اقتصاد کشورها

2626 بار بازدید
بنگاه‌های دانش، پس از تولید دانش تخصصی خود، جهت تبدیل آن به اختراعات کارامد، به دانش‌های تخصصی دیگری احساس نیاز می‌کنند؛ در پی این احساس نیاز، تعاملاتی میان بنگاه‌های دانشی مختلف پدید می‌آید که محصول این تعاملات، صنایعی است که محصولاتی دانش‌بنیان را نتیجه می‌دهد

دانش‌بنیانی و جهانی‌سازی را می‌توان دو مؤلفۀ اساسی در اقتصاد قرن بیست و یکم دانست(Gregorio, 2015, p 4)؛ تا جایی که برخی این قرن را قرن جهانی‌سازی و اقتصاد دانش معرفی کرده‌اند. بسیاری از کشورها، توسعۀ اقتصاد مبتنی بر دانش را در اولویت‌های سیاست‌گذاری خود قرار داده‌اند و آن را هدفی ملی معرفی می‌کنند. در طول دهه‌های اخیر، صنایع دانش‌بر جایگزین صنایع سنتی کاربر و سرمایه‌بر شده‌اند و پارادایم غالب اقتصاد، امروز حول مسئلۀ دانش شکل‌گرفته است.(Chang, 2011, p 1368) مبتنی بر این نگاه، عبارت «صنایع دانش‌بنیان[1]» اشاره به صنایعی دارد که ضمن برخورداری از فناوری‌های پیشرفته، متکی به تخصص علمی پیشرفته هستند و مشخصه غالب آن‌ها هزینۀ بالا در زمینه تحقیق و توسعه آن‌هاست (کیبل و ویکینسون، 2000). شركت ها و موسسات دانش بنیان نیز شركت‌ها یا موسساتی خصوصی یا تعاونی هستند كه به منظور هم افزایی علم و ثروت، توسعه اقتصاد دانش محور، تحقق اهداف علمی و اقتصادی (شامل گسترش و كاربرد اختراع و نوآوری) و تجاری‌سازی نتایج تحقیق و توسعه (شامل طراحی و تولید كالا و خدمات) در حوزه فناوری های برتر و با ارزش افزوده فراوان به ویژه در تولید نرم افزارهای مربوط تشكیل می شوند(اللهیاری‌فرد و همکار، ١٣٩٠، ص۴٧). صنایع دانش‌بنیان صنایعی هستند که با محوریت سازمانی این شرکت‌ها به‌وجود می‌آیند. بر اساس طبقه‌بندی کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی(OECD) صنایع مذکور در قالب وسایل نقلیه هوایی و فضایی، تولید مواد شیمیایی شامل دارو، ماشین‌آلات اداری، حسابگر محاسباتی، رادیو و تلویزیون و دستگاه‌ها و وسایل ارتباطی و ابزار پزشکی و ابزار اپتیکی و ابزار دقیق اندازه‌گیری طبقه بندی شده‌اند(مارکاتو، 2007)[2]. البته این تقسیم‌بندی، چندان کامل نیست و صنایع دیگری را نیز می‌توان در زمرۀ صنایع دانش‌بنیان محسوب کرد.

این صنایع در نتیجۀ کنش و تعامل میان دو یا چند بنگاه دانش به وجود می‌آیند. به این ترتیب که بنگاه‌های دانش، پس از تولید دانش تخصصی خود، جهت تبدیل آن به اختراعات کارامد، به دانش‌های تخصصی دیگری احساس نیاز می‌کنند؛ در پی این احساس نیاز، تعاملاتی میان بنگاه‌های دانشی مختلف پدید می‌آید که محصول این تعاملات، صنایعی است که محصولاتی دانش‌بنیان را نتیجه می‌دهد(ر.ک. انتظاری، ١٣٨٣، صص ١٣٢ تا ١٣۵). در شرکت‌های دانش‌بنیان، موضوع دانش، نوآوری، مهارت و یادگیری مستمر نقش مهمی ایفا می‌کند. این بدان معناست که در اقتصادهای مبتنی بر شرکت‌های دانش‌بنیان باید گستره‌ای از نهادها در جامعه به‌وجود آیند که پشتیبان و تسهیل‌کنندۀ نوآوری، یادگیری و پویایی باشند(الهیاری‌فرد و همکار، ١٣٩٠، ص ۴٨).



[1] Knowledge Base Industries(High-Tech Industries)

[2] به نقل از فرزاد کریمی و یوسف حسن‌پور، 1390، بررسی اثر رقابتپذیری صنایع دانش بنیان ایران در تجارت با منطقه آسیای جنوب غربی

یادداشت هفته

افسانه علم اقتصاد

افسانه علم اقتصاد

اگر علم را به‌معنای کشف واقع بما هو واقع در نظر بگیریم، هیچ‌کدام از مکاتب اقتصادی چه لیبرالیسم و چه سوسیالیسم و چه غیر آن‌ها، نمی‌تواند ادعای علمی‌بودن داشته باشد چرا که همۀ اندیشه‌های سکولار غربی و شرقی، مبتنی‌بر نظریاتی هستند که برگرفته از باورها و تعلقات و حدس و گمان‌های نظریه‌پردازان هستند...